خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دعای کمیل + ترجمه + نظرسنجی

     

    دعای کمیل + ترجمه + نظرسنجی

    ان شاء الله اگر عمری بود و توفیق بود و آقا ما رو طلبید شب جمعه(غروب پنجشنبه) این هفته و دعای کمیل این هفته رو در حرم مطهر مولایم آقا علی بن موسی الرضا (ع) خواهم بود. دلم واسه دعای کمیل حرم خیلی تنگ شده. یادش به خیر پارسال هم دقیقا همین ایامی که میخوام برم در حرمش بودم. البته پارسال یه تفاوت ویژه داشت و اون هم روز ولادت آقامون بود که جمعه ۷ مهر ۱۳۹۱ بود که شب جمعه و دعای کمیل رو در حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا (ع) بودم و حاج سعید حدادیان دعای کمیل رو زمزمه کرد و در صحن زیبا و خاطره انگیز انقلاب و روبروی گنبد طلای امام رضا مهمان حضرت بودم. امسال با اینکه حتی بلیط مشهد رو هم برای تولد آقا آماده کرده بودم اما قسمت نشد مشهد باشم اما با چند روز تاخیر ان شاء الله در حرمش خواهم بود. ان شاء الله از مشهدالرضا هم مثل پارسال پست خواهم داشت.

    من عاشق دعای کمیل هستم. لذت میبرم از خوندن دعای کمیل. معنای دعای کمیل فوق العادست و واقعا خواندش آدم رو بیچاره و مست درگاه خداوند میکنه. در این پست هم دعا رو نوشتم و هم معنای اون رو. البته من به نیت «ترجمه فارسی دعای کمیل» این پست رو شروع کردم ولی دلم نیومد متن اصلی دعا رو در وبلاگ نذارم.

    نظرسنجی

    در انتها هم نظرسنجی متفاوتی دارم که صمیمانه از شما دوستان تقاضا دارم در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی در سمت راست وبلاگ قابل دسترسی است. جان امام رضا(ع) حتما در این نظرسنجی شرکت کنید.

    سئوال نظرسنجی هم اینه : «با کدام قسمت دعای کمیل ارتباط معنوی زيباتری برقرار می کنید؟»

    (گزینه ها بر اساس متن دعای کمیل)

    ۱- یا نور و یا قدوس

    ۲- اللهم اغفرلی الذنوب التی...

    ۳- ظلمت نفسی

    ۴- الهی و ربی من لی غیرک

    ۵- یا رب ارحم ضعف بدنی

    ۶- یا کریم و یا رب

    ۷- یا غیاث المستغیثین

    ۸- یارب یارب یارب

    ۹- یا سریع الرضا

    ۱۰- یا من اسمه دواء و ذکره شفاء

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ بِها كُلَّشَىْءٍ وَ خَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ وَ ذَلَّ لَها كُلُّ شَىْءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتى لا يَقُومُ لَها شَىْءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتى مَلاَتْ كُلَّ شَىْءٍ وَ بِسُلْطانِكَ الَّذى عَلا كُلَّشَىْءٍ وَ بِوَجْهِكَ الْباقى بَعْدَ فَناَّءِ كُلِّشَىْءٍ وَ بِأَسْمائِكَ الَّتى مَلاَتْ اَرْكانَ كُلِّشَىْءٍ وَ بِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ بِكُلِّشَىْءٍ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اَضاَّءَ لَهُ كُلُّشىْءٍ 
    خدايا از تو درخواست مى‏كنم،به رحمت كه همه‏چيز را فرا گرفته،و به نيرويت كه با آن بر هرچيز چيره‏ گشتى و در برابر آن هرچيز فروتنى نموده و همه‏چيز خوار شده و به جبروتت كه با آن بر همه‏چيزى فائق‏ آمدى و به عزّتت كه چيزى در برابرش تاب نياورد و به بزرگى‏ات كه همه‏چيز را پر كرده و به پادشاهى‏ات‏ كه برتر از همه‏چيز قرار گرفته،و به جلوه‏ات كه پس از نابودى همه‏چيز باقى است و به نامهايت كه پايه‏هاى‏ همه‏چيز را انباشته و به علمت كه بر همه‏چيز احاطه نموده،و به نور ذاتت كه همه‏چيز در پرتو آن‏ تابنده گشته،
    يا نُورُ يا قُدُّوسُ يا اَوَّلَ الاْوَّلِينَ وَ يا اخِرَ الاْ خِرينَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ
    اى نور،اى پاك از هر عيب،اى آغاز هر آغاز،و اى پايان هر پايان،خدايا!بيامرز براى من آن گناهانى را كه پرده حرمتم مى‏درد،خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه كيفرها را فرو مى‏بارند،خدايا! بيامرز برايم گناهانى را كه نعمتها را دگرگون مى‏سازند،خدايا!بيامرز برايم آن گناهانى را كه دعا را باز مى‏دارند،خدايا! بيامرز برايم گناهانى كه بلا را نازل مى‏كند،

    اَللّهُمَّ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطَّيئَةٍ اَخْطَاْتُها اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ اَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ وَ اَسْئَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ تُدْنِيَنى مِنْ قُرْبِكَ وَ اَنْ تُوزِعَنى شُكْرَكَ وَ اَنْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤ الَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنى وَ تَرْحَمَنى وَ تَجْعَلَنى بِقِسْمِكَ راضِياً قانِعاً وَ فى جَميعِ الاْحْوالِ مُتَواضِعاً 
    خدايا!بيامرز برايم همه گناهانى را كه مرتكب شدم،و تمام خطاهايى كه به آنها آلوده گشتم،خدايا!با ياد تو به سويت نزديكى مى‏جويم،و از ناخشنودى تو به درگاه خودت شفاعت ميطلبم،و از تو خواستارم‏ به جودت مرا به بارگاه قرب خويش نزديك گردانى و سپاس خود را نصيب من كنى،و يادت را به من الهام نمايى،خدايا!از تو درخواست مى‏كنم،درخواست بنده‏اى فروتن،خوار و افتاده،كه با من مدارا نمايى و به من رحم كنى و به آنچه روزى‏ام نموده‏اى‏ خشنود و قانع بدارى و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذارى،

    اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ وَ اَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ وَ عَظُمَ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ وَ عَلا مَكانُكَ وَ خَفِىَ مَكْرُكَ وَ ظَهَرَ اَمْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لا يُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ 
    خدايا! از تو درخواست مى‏كنم درخواست كسى‏كه سخت تهيدست‏ شده و بار نيازش را به هنگام گرفتاريها به آستان تو فرود آورده و ميلش به آنچه نزد توست فزونى يافته،خدايا!فرمانروايى‏ بس بزرگ و مقامت والا و تدبيرت پنهان،و فرمانت آشكار،و قهرت چيره،و قدرتت‏ نافذ،و گريز از حكومتت ممكن نيست،

    اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبى غافِراً وَ لا لِقَبائِحى ساتِراً وَ لا لِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسى وَ تَجَرَّأتُ بِجَهْلى وَ سَكَنْتُ اِلى قَديمِ ذِكْرِكَ لى وَ مَنِّكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ وَ كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاَّءِ اَقَلْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ 
    خدايا! آمرزنده‏اى براى گناهانم و پرده‏پوشى براى‏ زشتكاريهايم و تبديل كننده‏اى براى كار زشتم به زيبايى،جز تو نمى‏يابم معبودى جز تو نيست،پاك و منزّهى و به ستايشت برخاسته‏ام،به خود ستم كردم و از روى نادانى جرأت نمودم و به ياد ديرينه‏ات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم‏ خدايا!اى سرور من چه بسيار زشتى مرا پوشاندى و چه بسيار بالاهاى سنگين و بزرگى كه از من برگرداندى و چه بسيار لغزشى كه مرا از آن‏ نگهداشتى و چه بسيار ناپسند كه از من دور كردى و چه بسيار ستايش نيكويى كه شايسته آن نبودم و تو در ميان مردم پخش كردى،

    اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلاَّئى وَ اَفْرَطَ بى سُوَّءُ حالى وَ قَصُرَتْ بى اَعْمالى وَ قَعَدَتْ بى اَغْلالى وَ حَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى وَ خَدَعَتْنِى الدُّنْيا بِغُرُورِها وَ نَفْسى بِجِنايَتِها وَ مِطالى يا سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ اَنْ لا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعاَّئى سُوَّءُ عَمَلى وَ فِعالى وَ لا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرّى وَلا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى مِنْ سُوَّءِ فِعْلى وَ اِساَّئَتى وَ دَوامِ تَفْريطى وَ جَهالَتى وَ كَثْرَةِ شَهَواتى وَ غَفْلَتى وَ كُنِ 
    خدايا! بلايم‏ بزرگ شده و زشتى عالم از حدّ گذشته و كردارم خوارم ساخته و زنجيرهاى گناه مرا زمين‏گير نموده و دورى آرزوهايم مرا زندانى ساخته و دنيا با غرورش و نفسم با جنايتش و امروز و فردا كردنم در توبه مرا فريفته،اى سرورم از تو درخواست مى‏كنم به عزّتت كه مانع نشود از اجابت دعايم به درگاهت،بدى عمل و زشتى كردارم‏ و مرا با آنچه از اسرار نهانم مى‏دانى رسوا مسازى و در كيفر آنچه در خلوتهايم انجام دادم‏ شتاب نكنى،از زشتى كردار و بدى رفتار و تداوم تقصير و نادانى و بسيارى شهواتم‏ و غفلتم،شتاب نكنى،

    اللّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لى فى كُلِّ الاْحْوالِ رَؤُفاً وَ عَلَىَّ فى جَميعِ الاُمُورِ عَطُوفاً اِلهى وَرَبّى مَنْ لى غَيْرُكَ اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى. 
    خدايا! با من در همه احوال مهرورز و بر من در هر كارم به ديده لطف‏ بنگر،خدايا،پروردگارا،جز تو كه را دارم؟تا برطرف شدن ناراحتى و نظر لطف در كارم را از او درخواست كنم.

    اِلهى وَ مَوْلاىَ اَجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اِتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسى وَ لَمْ اَحْتَرِسْ فيهِ مِنْ تَزْيينِ عَدُوّى فَغَرَّنى بِما اَهْوى وَ اَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاَّءُ فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ وَ خالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذلِكَ 
    خداى من‏ و سرور من،حكمى را بر من جارى ساختى كه هواى نفسم را در آن پيورى كردم و از فريبكارى آرايش دشمنم‏ نهراسيدم،پس مرا به خواهش دل فريفت و بر اين امر اختيار و اراده‏ام ياريش نمود،پس بدينسان و بر پايه‏ گذشته‏هايم از حدودت گذشتم،و با برخى از دستوراتت مخالفت نمودم،پس حجت تنها از ان تواست‏ در همه اينها،

    وَ لا حُجَّةَ لى فيما جَرى عَلَىَّ فيهِ قَضاَّؤُكَ وَ اَلْزَمَنى حُكْمُكَ وَ بَلاؤُكَ وَ قَدْ اَتَيْتُكَ يا اِلهى بَعْدَ تَقْصيرى وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقيلاً مُسْتَغْفِراً مُنيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لا اَجِدُ مَفَرّاً مِمّا كانَ مِنّى وَ لا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَيْهِ فى اَمْرى غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرى وَ اِدْخالِكَ اِيّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِكَ اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى وَ فُكَّنى مِنْ شَدِّ وَ ثاقى 
    و مرا هيچ حقى نيست در انچه بر من از سوى قضايت جارى شده و فرمان و آزمايشت ملزمم نموده،اى‏ خداى من اينك پس از كوتاهى در عبادت و زياده‏روى در خواهشهاى نفس عذرخواه،پشيمان،شكسته‏دل،جوياى گذشت‏ طالب آمرزش،بازگشت‏كنان با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه،بى‏آنكه گريزگاهى از آنچه از من سرزده بيابم و نه پناهگاهى كه به آن رو آورم‏ پيدا كنم،جز اينكه پذيراى عذرم باشى،و مرا در رحمت فراگيرت بگنجايى،خدايا! پس عذرم را بپذير،و به بدحالى‏ام رحم كن و رهايم ساز از بند محكم گناه،

    يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى وَ رِقَّةَ جِلْدى وَ دِقَّةَ عَظْمى يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَ ذِكْرى وَ تَرْبِيَتى وَ بِرّى وَ تَغْذِيَتى هَبْنى لاِبْتِدآءِ كَرَمِكَ وَ سالِفِ بِرِّكَ بى يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ رَبّى اَتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ وَ بَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِكَ وَ لَهِجَ بِهِ لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى وَ دُعاَّئى خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ 
    پروردگارا! بر ناتوانى جسمم و نازكى پوستم و نرمى استخوانم رحم كن.اى كه آغازگر آفرينش و ياد و پرورش و نيكى بر من و تغذيه‏ام بوده‏اى،اكنون مرا ببخش به همان كرم نخستت،و پيشينه احسانت بر من،اى خداى من و سرور و پروردگارم، آيا مرا به آتش دوزخ عذاب نمايى،پس از اقرار به يگانگى‏ات و پس از آنكه دلم از نور شناخت تو روشنى گرفت و زبانم در پرتو آن به ذكرت گويا گشت و پس از آنكه درونم از عشقت لبريز شد و پس از صداقت در اعتراف و درخواست خاضعانه‏ام در برابر پروردگارى‏ات،

    هَيْهاتَ اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَيْتَهُ اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَيْتَهُ اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ وَ لَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَ اِلهى وَ مَوْلاىَ اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً وَ عَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مادِحَةً وَ عَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً 
    باور نمى‏كنم چه آن بسيار بعيد است و تو بزرگوارتر از آن هستى كه پرورده‏ات را تباه كنى يا آن را كه به‏ خود نزديك نموده‏اى دور نمايى يا آن را كه پناه دادى از خود برانى يا آن را كه خود كفايت نموده‏اى و به او رحم كردى به موج بلا واگذارى؟!اى كاش مى‏دانستم‏ اى سرورم و معبودم و مولايم،آيا آتش را بر صورتهايى كه براى عظمتت سجده‏كنان بر زمين نهاده شده مسلطّ مى‏كنى و نيز بر زبانهايى كه صادقانه به توحيدت و به سپاست مدح‏كنان گويا شده و هم بر دلهايى كه بر پايه تحقيق به خداونديت اعتراف‏ كرده

    وَ عَلى ضَماَّئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً وَ عَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طاَّئِعَةً وَ اَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لا اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبِّ وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاَّءِ الدُّنْيا وَ عُقُوباتِها وَ ما يَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاَّءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ يَسيرٌ بَقاَّئُهُ قَصيرٌ مُدَّتُهُ، 
    و بر نهادهايى كه معرفت به تو آنها را فرا گرفته تا آنجا كه در پيشگاهت خاضع شده و به اعضايى كه‏ مشتاقانه به سوى پرستشگاههايت شتافته‏اند و اقراركنان جوياى آمرزش تو بوده‏اند،شگفتا اين همه را به آتش بسوزانى!هرگز چنين‏ گمانى به تو نيست و از فضل تو چنين خبرى داده نشده.اى بزرگوار،اى پروردگار و تو از ناتوانى‏ام در برابر اندكى از غم و اندوه دنيا و كيفرهاى آن و آنچه كه زا ناگواريها بر اهلش مى‏گذرد آگاهى،با آنكه اين غم و اندوه و ناگوارى درنگش كم بقايش اندك و مدّتش كوتاه است،

    فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاَّءِ الاْخِرَةِ وَ جَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها وَهُوَ بَلاَّءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقامُهُ وَ لا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ لاِنَّهُ لا يَكُونُ اِلاّ عَنْ غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاَرْضُ يا سَيِّدِى فَكَيْفَ لى وَ اَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الْحَقيرُ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ يا اِلهى وَ رَبّى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ لاِىِّ الاُمُورِ اِلَيْكَ اَشْكُو 
    پس چگونه خواهد بود تابم در برابر بلاى آخرت،و فرود آمدن ناگواريها در آن جهان بر جسم و جانم و حال انكه زمانش طولانى و جايگاهش ابدى است و تخفيفى براى‏ اهل آن بلا نخواهد بو،چرا كه مايه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودى تو نيست و اين چيزى است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين،اى سرور من تا چه رسد به من؟و حال آنكه من بنده ناتوان،خوار و كوچك،زمين‏گير و درمانده توأم.اى خداى من و پروردگارم و سرور و مولايم،براى كداميك از دردهايم به حضرتت شكوه كنم

    وَ لِما مِنْها اَضِجُّ وَ اَبْكى لاِليمِ الْعَذابِ وَ شِدَّتِهِ اَمْ لِطُولِ الْبَلاَّءِ وَ مُدَّتِهِ فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَهْلِ بَلاَّئِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَحِبّاَّئِكَ وَ اَوْلياَّئِكَ فَهَبْنى يا اِلهى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ وَ رَبّى صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ وَ هَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ اَمْ كَيْفَ اَسْكُنُ فِى النّارِ وَ رَجاَّئى عَفْوُكَ ، 
    و براى كدامين گرفتاريم‏ به درگاهت بنالم و اشك بريزيم.آيا براى دردناكى عذاب و سختى‏اش،يا براى طولانى شدن بلا و زمانش،پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهى،و بين من و اهل عذابت جمع كنى،و ميان من و عاشقان و دوستانت جدايى اندازى، اى خدا و آقا و مولا و پروردگارم،بر فرض كه بر عذابت شكيبائى ورزم،ولى بر فراقت چگونه صبر كنم و گيرم اى خداى من‏ بر سوزندگى آتشت صبر كنم،اما چگونه چشم‏پوشى از كرمت را تاب آورم يا چگونه در آتش،سكونت‏ گزينم و حال آنكه اميد من گذشت و عفو تواست.

    فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدى وَ مَوْلاىَ اُقْسِمُ صادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنى ناطِقاً لاَضِجَّنَّ اِلَيْكَ بَيْنَ اَهْلِها ضَجيجَ الاْ مِلينَ وَ لاَصْرُخَنَّ اِلَيْكَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخينَ وَ لَاَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكاَّءَ الْفاقِدينَ وَ لَاُنادِيَنَّكَ اَيْنَ كُنْتَ يا وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ يا غايَةَ امالِ الْعارِفينَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ يا حَبيبَ قُلُوبِ الصّادِقينَ وَ يا اِلهَ الْعالَمينَ 
    پس به عزّتت اى آقا و مولايم سوگند صادقانه مى‏خورم،اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذارى‏ در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت سخت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم،همچون بانگ آنان‏كه خواهان دادرسى هستند و هر آينه به آستانت گريه كنم چونان كه مبتلا به فقدان عزيزى مى‏باشند و صدايت مى‏زنم:كجايى اى سرپرست مؤمنان،آرى كجايى اى نهايت‏ آرزوى عارفان،اى فريادرس خواهندگان فريادرس،اى محبوب دلهاى راستان و اى معبود جهانيان

    اَفَتُراكَ سُبْحانَكَ يا اِلهى وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فيها صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فيها بِمُخالَفَتِهِ وَ ذاقَ طَعْمَ عَذابِها بِمَعْصِيَتِهِ وَ حُبِسَ بَيْنَ اَطْباقِها بِجُرْمِهِ وَ جَريرَتِهِ وَ هُوَ يَضِجُّ اِلَيْكَ ضَجيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ وَ يُناديكَ بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحيدِكَ وَ يَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ يا مَوْلاىَ فَكَيْفَ يَبْقى فِى الْعَذابِ وَ هُوَ يَرْجُوا ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ اَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النّارُ وَ هُوَ يَأمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ 
    آيا اين چنين است،اى خداى منزّه،و ستوده كه در دوزخ بشنوى صداى بنده مسلمانى كه براى مخالفتش با دستورات تو زندانى شده و مزه عذابش را به خاطر نافرمانى چشيده و ميان دركات دوزخ به علّت جرم و جنايتش محبوس شده،و حال آنكه در درگاهت سخت ناله‏ مى‏زند،همچون ناله آن‏كه آرزومند رحمت توست،و با زبان اهل توحيدت تو را مى‏خواند،و به ربوبيّتت به پيشگاهت توسّل مى‏جويد، اى مولاى من،چگونه در عذاب بماند و حال آنكه اميد به بردبارى گذشته‏ات دارد يا آتش چگونه او را به درد آورد درحالى‏كه بخشش و رحمت تو را آرزو دارد

    اَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهيبُها وَ اَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَرى مَكانَهُ اَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفيرُها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ اَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ اَطْباقِها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ اَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُها وَ هُوَ يُناديكَ يا رَبَّهُ اَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فى عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُكُهُ فيها هَيْهاتَ ما ذلِكَ الظَّنُ بِكَ وَ لاَالْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ وَ لا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدينَ مِنْ بِرِّكَ وَ اِحْسانِكَ 
    يا چگونه شعله آتش او را بسوزاند درحالى‏كه فريادش را مى‏شنوى و جايش را مى‏بينى‏ يا چگونه آتش او را دربر بگيرد و حال آنكه از ناتوانى‏اش خبر دارى،يا چگونه در طبقات دوزخ به اين سو و آن سو كشانده شود درحالى‏ كه راستگوى‏اش را مى‏دانى،يا چگونه فرشته‏هاى عذاب او را با خشم برانند و حال آنكه تو را به پروردگاريت مى‏خواند،يا چگونه ممكن است بخششت را در آزادى از دوزخ اميد داشته باشد و تو او را در انجا به همان حال واگذارى؟همه اين امور از بنده‏نوازى تو بس دور است،هرگز گمان ما به تو اين نيست و نه از فضل تو چنين گويند و نه به آنچه كه از خوبى و احسانت با اهل توحيد رفتار كرده‏اى شباهتى دارد،

    فَبِالْيَقينِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذيبِ جاحِديكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِديكَ لَجَعَلْتَ النّارَ كُلَّها بَرْداً وَ سَلاماً وَ ما كانَ لاِحَدٍ فيها مَقَرّاً وَ لا مُقاماً لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ اَسْماَّؤُكَ اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلاَها مِنَ الْكافِرينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ اَجْمَعينَ وَ اَنْ تُخَلِّدَ فيهَا الْمُعانِدينَ وَ اَنْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالاِنْعامِ مُتَكَرِّماً
    پس به يقين مى‏دانم كه اگر فرمانت در به‏ عذاب كشيدن منكران نبود و حكمت به هميشگى بودن دشمنانت در آتش صادر نمى‏شد،هر آينه سرتاسر دوزخ را سرد و سلامت مى‏كردى و براى احدى در انجا قرار و جايگاهى نبود،امّا تو كه مقدّس است نامهايت‏ سوگند ياد كردى كه دوزخ را از همه كافران چه پرى و چه آدمى پر سازى و ستيزه‏جويان را در انجا هميشگى و جاودانه بدارى‏ و هم تو-كه ثنايت برجسته و والا است-به اين گفته ابتدا كردى و با نعمتهايت كريمانه تفضّل فرمودى كه

    اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ اِلهى وَ سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَها وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتى حَتَمْتَها وَ حَكَمْتَها وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ اَجْرَيْتَها اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فى هذِهِ السّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ قَبِيحٍ اَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ اَوْ اَعْلَنْتُهُ اَخْفَيْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ 
    «آيا مؤمن همانند فاسق‏ است؟نه،مساوى نيستند»اى خدا و سرور من،از تو خواستارم به قدرتى كه مقدّر نمودى و به فرمانى كه حتميتش دادى و بر همه استوارش نمودى و بر كسى‏كه بر او اجرايش كردى چيره ساختى كه در اين شب و در اين ساعت بر من ببخشى هر جرمى‏ كه مرتكب شدم و هر گناهى كه به آن آلوده گشتم و هر كار زشتى را كه پنهان ساختم و هر نادانى كه آن را بكار گرفتم‏ خواه پنهان كردم يا آشكار،نهان ساختم يا عيان و هر كار زشتى كه دستور ثبت آن را به نويسندگان بزرگوار دادی

    الَّذينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما يَكُونُ مِنّى وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى وَ كُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَراَّئِهِمْ وَالشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ اَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ وَ اَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَنْزَلْتَهُ اَوْ اِحْسانٍ فَضَّلْتَهُ اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ اَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ اَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ اَوْ خَطَاءٍ تَسْتُرُهُ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ 
    آنان‏كه بر ضبط آنچه از من سر زند گماشتى و آنان را نيز گواهانى بر من قرار دادى علاوه بر اعضايم و خود فراتر از آنها مراقب من بودى و شاهد بر آنچه كه از آنان پنهان ماند و به يقين با رحمتت پنهان ساختى و با فضلت‏ پوشاندى و اينكه از تو مى‏خواهم از هرچيزى‏كه نازل كردى يا احسانى كه تفضّل نمودى يا برّ و نيكى كه گستردى‏ يا رزقى كه پراكندى يا گناهى كه بيامرزى يا خطايى كه بپوشانى،پرورگارا،پروردگارا،پروردگارا !

    يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ مالِكَ رِقّى يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى وَ مَسْكَنَتى يا خَبيراً بِفَقْرى وَ فاقَتى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ اَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ اَسْماَّئِكَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً 
    منبع

برچسب ها : مِنْ ,اَللّهُمَّ ,الَّتى ,عَلى ,دعای ,اَنْ ,دعای کمیل ,اَمْ كَيْفَ ,كَمْ مِنْ ,الذُّنُوبَ الَّتى ,اَللّهُمَّ اغْفِرْ ,لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى ,كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ ,بيامرز برايم گناهانى ,الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ ,
دعای کمیل + ترجمه + نظرسنجی

تبلیغات

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده